« March 2010 | Main | May 2010 »

جمعه ۱۰ اردیبهشت ۸۹

يادداشت هايي از همايش پنجره اي به شوشتر

شنبه غروب رفتم اهواز،‌ يكشنبه ظهر رفتم شوشتر، سه شنبه بعدازظهر برگشتم اهواز و همان سه شنبه شب رفتم فرودگاه اهواز و به زور خودم را توي هواپيماي ساعت ٢٣:١٥ جا دادم و آمدم تهران. عليرغم اينكه چهارشنبه شب بليط داشتم.
خوب، چرا رفته بودم اهواز؟ رفتم اهواز كه بروم شوشتر
خوب چرا رفته بودم شوشتر؟ فرهنگستان هنر دعوت كرده بود كه بروم چهاركلمه اي توي دو ميزگرد توي همايش پنجره اي به شوشتر حرف بزنم. يكي نقد و بررسي پروژه شوشتر نو كار كامران ديبا و ديگري گفتگو درباره ي معماري معاصر ايران.
و من هم تشكر كردم و با كمال ميل رفتم. حالا مي گويم چرا.

همايش پنجره اي به شوشتر؛ مركز رويدادهاي معماري ايران
نظرات كلي اي دارم درباره ي كاري كه مركز رويدادهاي معماري ايران شروع كرده. تا جايي كه پشت كامپيوتر خوابم نبرد چيزهايي مي نويسم. شايد اگر فراغتي حاصل شود ميان اين مشغله هاي بي امان ما‏، به زودي يادداشتي دراين باره بنويسم براي يكي از مجلات تخصصي.
مركز رويدادهاي معماري، و به طور مشخص مهندس قاسمي و همكارانش از چندسال پيش حركتي را آغاز كرده اند كه كم كم دارد خوب ثمر مي دهد. به بار نشسته است اين حركت. اين سطور من‏، صرفا اداي ديني ست در حد توان بيداري من در اين نيمه ي شب نسبت به اتفاق بزرگي كه آغاز و انجامش اراده هاي بزرگ مي خواهد.

ما معمارها هميشه عادت داشته ايم فعاليت هايمان از جمع محدودي از خودمان بيرون نرود. در همايش ها و مسابقه ها و جشنواره ها‏، هميشه نخبه گرا عمل كرده ايم. جمعمان هميشه محدود بوده و در جمع محدود خودمان هميشه از جامعه اي شكايت كرده ايم كه ارزش عمل ما را نمي داند و از حرفه ي ما به قدر كافي آگاه نيست. در بهترين حالت وقتي خواسته ايم جمع محدود خودمان را كمي گسترش بدهيم - شايد براي كمي عمق بيشتر بخشيدن به محتوا - يكي دو نفر فيلمساز و فيلسوف معروف را هم به بازي گرفته ايم.

كاري كه آقاي قاسمي و همكارانش مي كنند، به بازي گرفتن كل جامعه است. كل جامعه ي شهري، آن هم در كوچكترين شهرهاي قديمي و ارزشمند به لحاظ تاريخي. يك بار در كاشان‏، يك بار در شوشتر، و ظاهرا در آينده در گرگان.
همايش پنجره اي به شوشتر، در يك بازه ي زماني ١٠ روزه‏، در زمان همايش و شايد از مدتها قبل و تا مدتها بعد، تمامي شهر شوشتر را به بازي مي گيرد. كمتر كسي را مي توانيد در شوشتر پيدا كنيد كه از اين همايش بزرگ بي خبر باشد. شهر به تمامي‏، به تكاپو افتاده. شركت كنندگان در شهر راه مي افتند، گاه پرسه مي زنند و گاه برنامه ي مشخصي را طي مي كنند. با مردم گفتگو مي كنند. مي آموزند و مي آموزانند و به قول آقاي قاسمي، از منظر زندگي به معماري مي نگرند.
به گمان من، اينطورهاست كه مي شود حقي را ادا كرد و اين فاصله ي بعيدي را كه به ناگزير در طي چندين دهه ي اخير ميان معمار و جامعه، ميان ذهنيت معمار و سليقه ي جامعه، ميان خواسته ي معمار و نياز مردم ايجاد شده تا حدي كوتاه تر كرد.

همه ي ما - هر كس - مي تواند با نظرات شخصي مهندس قاسمي موافق باشد يا نباشد. حتا مي شود گاهي اشكال تراشي هم كرد. ممكن است افرادي هم باشند كه يكباره در جلسه اي بلند شوند و با اظهارنظري، اشكالي كوچك را بهانه اي كنند براي زيرسوال بردن تمامي اين حركت ارزشمند.
اما ترديد ندارم و ادعا مي كنم كه هيچ كس نخواهد توانست ارزش عظيم اين حركت فرهنگي را كه در شهرهاي كوچك ما شور و نشاط و پرسش و آگاهي ايجاد مي كند، انكار كند.
در نهايت، خلاصه ي سخن و حرف اصلي ام اين است كه اين جريان كه آغاز شده، جرياني ست كه فراتر از نظريه هايي مانند
زمينه گرايي، بوم گرايي، منطقه گرايي و از اين قبيل، به طور مستقيم، ما را با اصالت ها و اريژيناليته ي زمينه، بوم و منطقه مواجه مي كنند.

من‏، روزهاي ٥ و ٦ اردي بهشت دعوت بودم براي شركت در ميزگرد.
روز اول:
نشست اول: عصر روز اول در خانه ي مستوفي نشست معماري و ادبيات برگزار شد با حضور علي خدايي و مينو فرشچي (اين افراد احتياج به معرفي بيشتر ندارند)
نشست دوم: بعد از نشست معماري و ادبيات، اينبار در خانه ي مرعشي نشست نقد و بررسي پروژه شوشتر نو بود. با حضور مهندس شهاب الدين ارفعي‏، مهندس محمود درويش ( رئیس انجمن مهندسان معمار و شهرساز اصفهان)، دكتر حميدرضا شايان (عضو هيات علمي دانشگاه جندي شاپور) ، من (علي اعطا) و خانم مهندس ستاره اردوبادي (دبير ميزگرد)
روز دوم:
نشست اول: روز دوم عصر‏ باز در خانه ي مستوفي نشست عكاسي و معماري برگزار شد با حضور جاسم غضبان پور
نشست دوم: بعد از نشست عكاسي و معماري، نشست معماري معاصر در خانه ي مرعشي با حضور مهندس محمود درويش ( رئیس انجمن مهندسان معمار و شهرساز اصفهان)، دكتر حميدرضا شايان(عضو هيات علمي دانشگاه جندي شاپور)، مهندس وحيد قاسمي (مدير مركز رويدادهاي معماري ايران و دبير همايش) و من (علي اعطا) .


بعد از تحرير:
١- آدم يك مقداري برايش سخت است توي ميزگردي باشد با حضور افرادي از يك يا دو نسل قبل و بخواهد با آنها بحث كند.
روز دوم البته، عذرخواهي هاي لازم را بجا آوردم و خيلي جدي بحث كردم. نتيجه اين شد كه روز اول، خيلي نشد بحث جدي اي مطرح كنم و يا بحثي را پيگير باشم. ولي از نتيجه ي روز دوم راضي بودم.

٢- چه لذتي داشت همصحبتي هاي بعد از جلسات و توي فرصت هاي كوتاه كوتاه با علي خدايي، نويسنده ي مطرح كشورمان و گفتگو درباره ي ادبيات با او و چه انسان نازنيني بود و چه راحت مي شد توي همان لحظات اول آشنايي با او صميمي شد.

٣- غضبانپور از ديد من، انساني به تمام معنا اصيل است. او عكس هايش را زندگي مي كند. او اول سوژه را زندگي مي كند و بعد خاطره اي‏ لحظه اي از آنها را با عكس ماندگار مي كند. بسيار مي توانم از او حرف بزنم از همين آشنايي دو سه روزه و گفتگوهاي پراكنده ي گاه گاه.

٤- سه شنبه بعدازظهر برگشتم اهواز. چهارشنبه شب بليط داشتم كه برگردم تهران. همان سه شنبه شب رفتم فرودگاه و آمدم تهران. اهواز ديدم نا آرامم. ديدم خانه جاي ماندن نيست. انگار شهر من گم شده است.

.............................................................................................................
كامنت دوني مي دانيد، مدتهاست كه خراب است.
تقاضا مي كنم اگر نظري بود، ايميل كنيد.
alieta80@yahoo.com

Posted by ali at ۰۳:۳۷

دوشنبه ۲۳ فروردین ۸۹

گفتگو با برنامه ي ژرفا

شنبه شب ساعت فكر مي كنم حدود ١٠:٣٠ - ١٠‏، دوستي تماس گرفت‏، از دست اندركاران برنامه اي به نام " ژرفا" كه گويا پنچ شنبه ها از شبكه يك پخش مي شود و بر اساس توضيحاتي كه داد يك برنامه ي فرهنگي هنري ست كه هر هفته به يك موضوع متفاوت اختصاص دارد و بناست كه برنامه ي اين هفته، موضوعش معماري باشد.
اين دوست پيشنهاد مصاحبه داد و بعد از يك مقداري بحث و گفتگو و اينها‏، بنا شد با من مصاحبه كنند براي اين برنامه و قرارمان شد يك شنبه صبح!
گفتم من كه بدون فكر و آمادگي قبلي برايم مقدور نيست كه با شما ٢٥- ٢٠ دقيقه گفتگو كنم.
توضيح داد كه فرصت ندارند و بايد روشنبه برنامه را تحويل شبكه بدهند و اينها و خلاصه قرار مصاحبه را گذاشتيم.
(يادم آمد زماني كه راديو فرهنگ بودم، من هم با ملت همين كار را مي كردم! و ديگر خجالت كشيدم بيشتر گير بدهم! دو نقطه دي! )
خلاصه ديروز صبح گفتگو انجام شد مقابل دوربين و آن نورافكني كه تمام سر و صورتم را خيس عرق كرده بود و هر چند دقيقه‏، منشي صحنه چند ورق دستمال كاغذي مي آورد و مي داد دستم!
بناست بخش هايي از صحبت هاي مصاحبه شوندگان كه موضوعات مشتركي دارد كنار هم مونتاژ شود و كل زمان برنامه گويا حدود ٤٠ دقيقه خواهد بود و طبعا بخش هايي از گفتگوها براي پخش انتخاب خواهد شد.
خلاصه؛ احتمالا برنامه ي ژرفا همين پنج شنبه بين ساعت ٤:٣٠ تا ٥ از شبكه يك پخش مي شود كه شامل گفتگوهايي ست با مهندس وحيد قاسمي (مدير مركز رويدادهاي معماري ايران فرهنگستان هنر)‏ ، دكتر مهدي حجت‏، دكتر تهراني و دكتر طالبيان و من (علي اعطا).

Posted by ali at ۱۴:۰۶ | Comments (0)