« July 2009 | Main | September 2009 »

پنجشنبه ۲۹ مرداد ۸۸

به یاد مهندس قهرمانپور

دیروز صیح، با اولین زنگ تلفن از خواب پریدم، یکی از دوستان و همکاران دفتر مهندس قهرمانپور بود. تلفن را جواب ندادم. چند دقیقه بعد، یکی دیگر از دوستانی که توی همان دفتر آشنا شده بودیم زنگ زد. اسمش را که روی گوشی موبایل دیدم، حسی پنهان و تاریک بر من غلبه کرد. مهندس فرخ قهرمانپور از مدتی قبل بیمار بود...
و بعد یک اس ام اس از دوستی دیگر: بازگشت همه به سوی خداست ...

مهندس فرخ قهرمانپور حالا دیگر در میان ما نیست؛ و از دیروز تا حالا که این سطور را می نویسم، هنوز باورش برایم آسان نیست. از حدود سه چهار سال قبل که با او آشنا شده بودم و بعد که در دفتر مهندسین مشاور پارساز، دستیار طراحی اش شدم و رابطه ی عاطفی و دوستانه ی عمیقی که بین ما شکل گرفت، تا همین چندوقت پیش که روزتولدش بود و البته تازه از بستر بیماری بلند شده بود و به منزلش رفتم، تصاویر و خاطره های فراوانی هست که مدام توی ذهنم تکرار می شود و تکرار می شود ...

امروز با مهندس حائری، تلفنی صحبت می کردم، گفت ظاهرا روز سه شنبه مراسم بزرگداشتی در جامعه مهندسان مشاور از طرف خود جامعه و خانواده ی مهندس قهرمانپور برگزار می شود.
متاسفانه ایران نیستم تا توی مراسم شرکت کنم و به عنوان یک علاقمند و همکار سابق او، شاید چند کلمه ای راجع به مهندس قهرمانپور و منش حرفه ای اش صحبت کنم. سعی می کنم به زودی مطلبی راجع به مهندس قهرمانپور که خیلی کمتر از شایستگی هایش مجال فعالیت پیدا کرد، بنویسم.

اما در مرگ دوست چه می توان گفت؟

Posted by ali at ۱۶:۱۹

چهارشنبه ۲۱ مرداد ۸۸

گفت:
- "گپ زدن از آبیاریها و از پیوندها کافی ست.
خوب،
توی چه می گویی؟ "

- "آه
چه بگویم؟ هیچ"

...

او به چشم من نگاهی کرد
دید اشکم را.

...

مست و شیرین می خرامید و سخن می گفت،
و حدیث مهربانش روی با من داشت.

...

گفت:
"ها، چه خوب آمد به یادم، گریه هم کاری ست.
گاه آن پیوند با اشک است، یا فریاد
گاه با شوق است، یا لبخند،
یا اسف یا کین،
وآنچه زینسان، لیک باید باشد این پیوند"

بار دیگر سیب را بویید و ساکت ماند.
من نگاهم را چو مرغی مرده سوی باغ خود بردم.

...

آه،
خامشی بهتر.
ورنه من باید چه می گفتم به او، باید چه می گفتم؟
گرچه خاموشی سرآغار فراموشی ست،
خامشی بهتر،
گاه نیز آن "بایدی پیوند" کو می گفت؛ خاموشی ست.

چه بگویم؟ هیچ ...

(شعر تکه پاره شده ای از اخوان ثالث)

Posted by ali at ۰۰:۴۹