« April 2008 | Main | June 2008 »

دوشنبه ۶ خرداد ۸۷

زیگموند فروید و لئوناردو داوینچی

چندروز پیش توی شهر کتاب نیاوران، کتابی دیدم که هم اسمش اش و هم نویسنده اش بدجور وسوسه آور بود. خریدم و شروع کردم به خواندن و حالا که تقریبا یک سوم کتاب را خوانده ام، هر چقدر جلوتر می روم به جذابیت کتاب اضافه می شود. کتابی با عنوان "روانکاوی لئوناردو داوینچی" اثر "زیگموند فروید" که فروید براساس اطلاعاتی که راجع به داوینچی در دسترس هست، و همچنین بعضی خاطرات او، تحلیلی روانکاوانه از او ارائه می دهد که در قسمتهایی، واقعا غافلگیر کننده است. اگر مثل من به مباحث روانکاوی تازگی علاقمند شده اید و یا از قبل علاقمند بوده اید، کتاب را توصیه می کنم.
نقطه ی ضعف کتاب، البته، ترجمه و ویرایش خیلی بد آن است! حیف. جاهایی را به زور فراوان می شود فهمید که منظور چی بوده و بعد وقتی دقت می کنید، می بینید مشکل از ساختن جمله های نادرست و بد ناشی شده. به هرحال، کتابی ست که هرچند ظاهرا ویراستاری متن را ویرایش نکرده، مترجم هم نثر خوبی نداشته، اما می شود خواند و لذت برد و شگفت زده شد.

کتاب "روانکاوی لئوناردو داوینچی" اثر "زیگموند فروید" ، با ترجمه ی پدرام راستی، انتشارات ناهید

Posted by ali at ۲۳:۲۹

شنبه ۲۸ اردیبهشت ۸۷

درحاشیه ی جلسه ی نقد آثار فرهاد احمدی

اول اینکه؛ حدود یک سال و نیم قبل، با همکاری یکی از دوستان، مطلبی در تحلیل سفارتخانه ی ایران در کره جنوبی اثر فرهاد احمدی نوشتم که در روزنامه ی اعتماد چاپ شد. حالا که پنج شنبه ی آخر این ماه، به نقد آثار فرهاد احمدی اختصاص داشت، این مطلب را می گذارم اینجا.

......................
روزنامه ی اعتماد، 12 آذر 85، صفحه 12
سکوت ، نور و ماده
گزارشي درباره معماري سفارتخانه ايران در کره جنوبي

علي اعطا، حميد حسينمردي


آثار معماري را به اعتبار نسبتي که با مولفه هاي مختلف فرهنگي، اجتماعي، سياسي و... برقرار مي کنند، از جنبه هاي مختلف مي توان مورد ارزيابي قرار داد و در اين ميان، آثار معماري ديپلماتيک، به اعتبار وجود رگه هاي شاخص سياسي و فرهنگي و رويکردهاي متفاوتي که مبناي شکل گيري ايده معماري مي شوند، جايگاهي قابل توجه دارند. فارغ از حاشيه ها و حرف و حديث هايي که پيرامون هر پروژه و هر ساخت و سازي مطرح مي شود، حوزه معماري ديپلماتيک ايران، اين موقعيت را داشت تا طي چند سال گذشته مجالي براي ايده پردازي گروهي از معماران مطرح ايراني فراهم کند و ساختمان هاي سفارتخانه و کنسولگري و در مواردي اقامتگاهي جمهوري اسلامي ايران در ديگر کشورها به دست تعدادي از اين معماران طراحي و اجرا شود. در دو گزارش پيشين به دو اثر برجسته اين حوزه يعني معماري سفارتخانه ايران در ژاپن (اثر حسين شيخ زين الدين) و معماري سفارتخانه ايران در آلباني (اثر علي اکبر صارمي) پرداختيم و سومين گزارش به سفارتخانه ايران در کره جنوبي، اثر فرهاد احمدي اختصاص دارد. برخلاف دو گزارش پيشين، در اين مورد دسترسي کامل به مدارک و نقشه هاي سفارتخانه، به دلايلي ميسر نشد و اين مساله، طبعاً مانع معرفي و تحليل شايسته اثر خواهد شد. به هر حال آنچه در ادامه مي آيد، گزارش تحليلي براساس اطلاعات موجود در نشريات تخصصي معماري و دو جلسه گفت وگوي نويسندگان اين گزارش با طراح اين اثر معماري است.

معرفي اثر

ساختمان سفارتخانه ايران در سئول (کره جنوبي) در کليت خود از چهار برجک بتني مکعب مستطيل شکل در چهارگوشه يک مکعب بزرگ و فضايي تهي در ميانه آنها تشکيل شده است و بر فراز چهار برجک بتني، سه پل فولادي با پوشش شيشه و ورق فلزي قرار داده شده است. در بدنه شرقي، در يک جعبه شيشه يي پلکان، آسانسور و راهروها قرار دارد تا دسترسي به شش طبقه ساختمان (سه طبقه بر فراز زمين و سه طبقه زير زمين) ميسر شود. فضاي ميان پل ها تهي است که همچون يک حياط مرکزي با سقف، ديواره ها و کف شفاف به مثابه يک انباره انرژي براي زمستان ها عمل مي کند. يکي از سطوح اين حياط مرکزي که مورب طراحي شده است علاوه بر هدايت هواي تعديل شده زيرين در تابستان ها، فضاي طبقات بالا را با فضاي ارتباطات (طبقات پايين) يکپارچه مي سازد. حياط مرکزي مابين چهار برجک بتني در سه لايه رخ مي نماياند؛ حياطي که در عمق خاک به صورت يک گودال باغچه قرار گرفته است، حياطي که هم سطح زمين است و حياطي که در ارتفاع بالا و بر فراز برجک هاي بتني شکل گرفته است. بر همين اساس اين ساختمان از چند لايه عملکردي مجزا تشکيل شده است؛ يک دسته از فضاها، فضاهاي خدماتي است، همچون فضاهاي پذيرايي از ميهمانان و خدمات رساني که به نور مستقيم احتياج چنداني ندارد و در گرداگرد گودال باغچه قرار گرفته است. ديگر، فعاليت هاي کنسولگري است که ارتباط زيادي با مردم و مراجعين دارد و در طبقه همکف و کاملاً در دسترس قرار دارد. لايه مياني يا طبقه دوم به کارمندان اختصاص دارد و لايه انتهايي يا طبقه سوم به فضاي اصلي سفارت اختصاص داده شده که به دلايل امنيتي، در فضايي تا حدي دور از دسترس قرار گرفته است.

کارکنان براي ورود به سفارت از درون پارکينگ در پايين ترين طبقه، از طريق آسانسور به طبقات هم سطح زمين (که از طريق رواقي به بيرون متصل است) مي رسند و نيز از همين طريق وارد فضاهاي معلق بر فراز برج ها مي شوند.

از آنجا که مساحت زمين پروژه بسيار کم است، طراح با تدبير به کارگيري عمق زمين و فراز آسمان امکان آزاد کردن سطح زمين و استفاده از سطوح مختلف را فراهم مي کند و از اين طريق، حياط مرکزي در لايه هاي مختلف آن تعريف مي شود.

در نماي اصلي اين ساختمان، پرده يي از جنس فولاد و با بافت حصيري شکل آويخته شده و ورودي عمومي و اصلي بنا با بالا کشيده شدن گوشه يي از آن تعريف شده است. مصالح اصلي اين ساختمان را بتن اکسپوز (نمايان)، فلز و شيشه تشکيل مي دهند.

معماري سفارتخانه و همنشيني دو فرهنگ

به دليل اهميت مفهوم «گفت وگو» در ادبيات ديپلماتيک، در طراحي سفارتخانه نيز اين مفهوم مي تواند به عنوان مبناي شکل گيري ايده معماري مورد توجه قرار گيرد. معماران سفارتخانه هاي ايران در ديگر کشورها در سال هاي اخير، اگرچه همگي به گونه يي به اين مفهوم و تجلي آن در معماري نظر داشته اند، اما رويکرد آنها به اين مفهوم و تعاريفي که عرضه کرده اند بسيار متنوع بوده است. مهندس فرهاد احمدي طراح سفارتخانه ايران در سئول در اين باره مي گويد؛ «دو نفر هنگامي که مي خواهند بر سر موضوعي گفت وگو کنند طبعاً به منافع و فرهنگ خودشان نظر دارند، براي اينکه اين دو نفر به يک نقطه توافق برسند بايد پلي ميان آنها زده شود و نقطه سومي ايجاد شود. اين نقطه سوم نقطه يي است که هر دو بتوانند در آنجا قرار بگيرند و در آن مصالحه يي صورت بگيرد.»

مهندس احمدي مي گويد؛ «براساس برداشتي که من دارم، ما بايد در طراحي پروژه به يک مصالحه برسيم، يعني در عين حال که حرف خود را مي زنيم، بستري فراهم کنيم تا طرف مقابل هم بتواند با آن ارتباط برقرار کند.» براساس اين تعاريف، معمار سفارتخانه ايران در سئول تلاش مي کند تا اثري خلق کند که در آن، مولفه هايي از فرهنگ و معماري دو کشور، يعني ايران و کره جنوبي به نوعي همنشيني برسند و به يک معنا، معماري سفارتخانه از دو فرهنگ سخن بگويد. اما چگونگي اين تفاهم و به تعبير مهندس احمدي «مصالحه در نقطه سوم»، موضوعي قابل تحليل است. اين «مصالحه در نقطه سوم» را در اين اثر در دو سطح مي توان بازخواني کرد. سطح اول ويژگي هاي فرمال، هندسي و بصري طرح است که در هر اثر معماري بيش از هر چيز خود را به رخ مي کشد و در اينجا بايد ديد اين گفت وگو و مصالحه ميان دو فرهنگ، چگونه در اين اثر متجلي شده است، اما سطح دوم، مضامين و مفاهيمي است که در پس ايده هاي طراحي مورد توجه بوده اند و طراح، اثر خود را با اتکا به آن مضامين و مفاهيم توضيح مي دهد.

1- رويکردي ميني ماليستي در فرم و هندسه

فرهاد احمدي معتقد است معماري معاصر کره جنوبي کاملاً به ژاپن متکي است و گرايش ها و رويکردهاي معماري معاصر ژاپن، منبع الهام و تغذيه معماري معاصر کره است. او مي گويد؛ «کره يي ها و تا حدودي چيني ها کاملاً به ژاپن اتکا دارند و معماري معاصر ژاپن هم مدرن است و هم سرمايه فرهنگ ژاپني در آن وجود دارد. من مشخصه ساده گرايي و خلوص را از معماري ژاپن و به تبع آن کره گرفتم. در اين معماري اگر مي بينيد از مصالح به صورت خالص استفاده شده و شيشه و فولاد و بتن به صورت اکسپوز (نمايان) به کار گرفته شده، نشان دهنده نوعي تلاش براي برقراري ارتباط با معماري پيشرو و آوانگارد آنهاست.»

به لحاظ فرمال و هندسي، طراح در اين اثر به طور آشکار رويکردي ميني ماليستي دارد که در معماري دهه 90 ژاپن به عنوان يکي از جريان هاي غالب مطرح بوده است.1 احمدي در طرح سفارتخانه فرم را در ساده ترين صورت ممکن به کار مي گيرد و از رويکردهاي فرم گراي غربي که فرم را به صورت غليظ به کار مي برند، فاصله مي گيرد. از سويي او در اين طرح به لحاظ هندسي، به ساختارهاي چهارايواني معماري ايراني و يا به فرم «چليپا» نظر داشته است و البته، اين ساختار هندسي چهارايواني، به گونه يي انتزاعي و ميني ماليستي به کار گرفته شده است؛ چهار وجه با انتزاعي تازه از پر و خالي هاي ايوان در معماري ايراني و يک حياط مرکزي در ميانه که در سه سطح متفاوت تعريف مي شود.

2- معماري تمثيلي و ارجاع به خارج از معماري

اگر تعاريف تمثيل در ادبيات را به عرصه معماري تعميم دهيم، ناگزير خواهيم گفت معماري سفارتخانه ايران در سئول، گونه يي «معماري تمثيلي» است. گفته مي شود «... در حکايت تمثيلي اشيا و موجودات معادل مفاهيمي هستند که خارج از حوزه آن روايت قرار دارند. به اين خاطر در روايات تمثيلي اغلب شخصيت ها، چهره هاي آدم گونه و تشخص يافته يي از معاني انتزاعي هستند.»2 در اين اثر معماري، طراح از عناصري استفاده مي کند که منظور از به کارگيري آنها - جداي از عملکردي که بر آنها مترتب است - ارجاع به چيزي خارج از حوزه معماري است. به يک معنا، ارزش هاي اين اثر معماري نه صرفاً به اعتبار همنشيني پارامترهاي معمارانه، بلکه به واسطه چيزي فراتر از آن و در خارج از آن توضيح داده مي شود. اما «آن چيز فراتر» که «خارج از حوزه روايت» قرار دارد و اين معماري تمثيلي، ما را به آن ارجاع مي دهد چيست و چگونه در افق «گفت وگو» قابل بازخواني است؟ معمار سفارتخانه «عرفان» را مفهومي مشترک ميان دو فرهنگ مي داند. او اعتقاد دارد اگرچه مصاديق ممکن است متفاوت باشد، اما پيشينه عرفان در فرهنگ و تاريخ هر دو کشور وجود دارد. به همين مناسبت او تلاش کرده است که با استفاده هاي نمادين و تمثيلي از مفاهيمي همچون عروج، بالارفتن و تقدس آن، به نقطه اشتراک يا به تعبير خود او «مصالحه» يي ميان دو فرهنگ برسد. احمدي مي گويد؛ «در معابد بودايي، طي کردن پله هاي زياد همراه با رياضت وجود دارد و از اين طريق بايد به نقطه اوج رسيد، در زيگورات چغازنبيل نيز اين طي کردن مراتب تا رسيدن به نقطه اوج کاملاً مشهود است.»

همچنين در مطلبي به عنوان معرفي اين اثر معماري آمده است؛ «در واقع مسير حرکت صعودي بالابر از تاريکي زمين با گذر از آب و آسمان و ورود به درون منشور بلورين، واجد بياني نمادين از اسطوره عروج و زايش است.»3 و يا ؛ «در اين طرح چهار برجک بتني به شکل مکعب مستطيل در چهار گوشه قرار داده شده که نماد فرشته هاي نگهبان و چهار ستون عالمند...»4

«در چهارگوشه ساختمان چهار برج نمايان بتني قرار دارد که همانند چهار نگهبان بودا به صورت ستون هاي پشت سر هم قرار گرفته اند...»5

همچنين مهندس احمدي نوعي شباهت ميان «حياط مرکزي» در معماري ايراني (به عنوان فضايي که با نور خورشيد ارتباطي منطقي برقرار مي کند) و نورهاي منتزع شده از منظر در آثار معماران آوانگارد ژاپن مانند «تويو ايتو» و «تادائو آندو» که از سقف ها و حياط هاي محصور وارد فضا مي شوند برقرار مي کند و آن را در طرح سفارتخانه به کار مي گيرد.

يک طرح ناتمام ...

فرهاد احمدي مي گويد؛ «اين پروژه از نظر من کامل اجرا نشده است. مسائل فني آن را درست انجام نداده اند، جزئيات در مورد تهيه طبيعي را اجرا نکردند و طراحي داخلي مجموعه را هم به درستي اجرا نکردند.» او از اين بابت که طرح مورد نظرش آن طور که بايد، اجرا نشده گله مند است و اعتقاد دارد اين مساله باعث کار نکردن درست ساختمان در زمينه مسائل گرمايش و سرمايش و تهويه طبيعي شده است و در نتيجه، افرادي که به اين ساختمان وارد مي شوند، از اين بابت احساس آسايش نمي کنند. او همچنين مي گويد؛ «در فضاي پايين برجک هاي بتني يک حوضخانه با کادربندي طراحي کرديم که خيلي حال و هواي ايراني داشت، اما متاسفانه همان افرادي که خيلي دنبال ايراني بودن طرح بودند، حاضر نشدند آنها را اجرا کنند. اين طرح از نظر من که طراح آن هستم، ناتمام است.»

پي نوشت:

1- مراجعه کنيد به مقاله «معماري ژاپن پس از آشفتگي هاي اجتماعي و اقتصادي اخير» نوشته بوتوند بوگنار، ترجمه علي اعطا و شهاب الدين قندهاري، فصلنامه آبادي، شماره 42

2- فرهنگ اصطلاحات ادبي، تاليف سيما داد، نشر مرواريد، چاپ 1382، صفحات 164 تا 167

4و3- مراجعه کنيد به فصلنامه معماري و فرهنگ، شماره 23، صفحه 63

5- مراجعه کنيد به مقاله «معماري نوآور در فاصله تهران و سئول» نوشته پارک سانگ جين، ترجمه آناهيتا کيانوس، فصلنامه رايانه و معماري، شماره 2

sef-kore.jpg

.............................................................................
دوم اینکه؛ دیروز به خاطر حضور در این جلسه، رادیو نرفتم. فکر می کردم جلسه ی خوبی باشد و نبود! اما حدود ساعت 8، یعنی بعد از جلسه ی نقد، دوستان رادیو فرهنگ تلفن زدند و درباره ی این جلسه یک مصاحبه ی تلفنی با من انجام دادند و نظرم را پرسیدند ( که به صورت زنده پخش می شد) من هم به تفصیل توضیح دادم

.............................................................................
سوم اینکه؛
دیشب نقد مفصلی نوشتم درباره ی همین جلسه؛ نه! اشتباه نکنید! نقد من اصلا ربطی به هماهنگی و ناهماهنگی و پخش نشدن صدای فیلم و نامنظم بودن فایل ها و اینجور مسایل ندارد. این قبیل موارد حساسیت های ذهنی من نیست.
اما هنوز کنار نیامده ام با خودم که آن را منتشر کنم یا نه. شاید توی وبلاگ منتشرش کنم و شاید به صورت خصوصی بفرستم برای سخنرانان. بحث من به محتوای حرف هایی که زده شد بر می گردد.

Posted by ali at ۲۱:۰۰

پنجشنبه ۲۶ اردیبهشت ۸۷

امروز در خانه هنرمندان ...
جلسه نقد آثار مهندس فرهاد احمدی
منتقدین مدعو: دکتر علی اکبر صارمی، مهندس محمدرضا حائری
ساعت 4 تا 8

Posted by ali at ۱۳:۳۷

شنبه ۲۱ اردیبهشت ۸۷

!معماری، اینبار در رادیو گفتگو

کار تولید برنامه ی جدیدی را در رادیو گفتگو شروع کرده ایم؛ یک برنامه ی کوتاه هفتگی که صرفا به مسایل معماری معاصر می پردازد. تا حالا، چیزی حدود 15 برنامه ضبط شده. فعلا در مراحل تولید هستیم و فکر می کنم از دو سه هفته ی آینده، پخش برنامه آغاز شود.
اینجا هم مثل هفت اقلیم رادیو فرهنگ، من کارشناس برنامه هستم؛ با این تفاوت که دیگر در استودیو، غیر از من و مهمان برنامه، کسی به عنوان مجری یا گوینده حضور ندارد؛ برنامه تولیدی هم هست، یعنی زنده نیست. ضبط می شود و ادیت می شود و به صورت شسته رفته ای تقدیم شنوندگان خواهد شد.
تعدادی از گفتگوهای ما هم با معماران ایرانی خارج نشین خواهد بود.
فکر می کنم برنامه ی بدی نشود.
............
اگر پیشنهادی دارید:
ali.eta@gmail.com
.......................

از وبلاگ وب نوشته ها؛ محمدعلی ابطحی
رادیو گفتگو در ایران یک پدیده بود

Posted by ali at ۱۷:۲۱