یک نوشته ی قدیمی در روزنامه ی اعتماد، مربوط به یکی از زمان های توقیف شرق، که ما در روزنامه اعتماد گاهی چیزهایی می نوشتیم.
برچسب هايي از تزئينات بر قامت برج ميلاد
علی اعطا
اخيراً از يکي از خبرگزاري ها، خبري مخابره شده است مبني بر اينکه به گفته يکي از اعضاي شوراي شهر تهران «ادامه ساخت و احداث برج ميلاد نيازمند به کار بستن معماري اسلامي و اصيل ايراني است» و نيز «لازم است در ادامه اين پروژه که بيشتر به موضوع تزئين نماي بيروني برج مربوط مي شود، طرح هاي معماري اسلامي و اصيل ايراني به کار گرفته شود.»
اين اظهارنظر قطعاً ناشي از دغدغه يي ستودني است. تصميم گيران شهري ما اين دغدغه را دارند تا مسوولان را ملزم کنند به برج ميلاد، اين نماد تازه شهر تهران، هويت ايراني و اسلامي ببخشند. اما مساله اينجاست که اين اظهارنظر تا چه ميزان در حوزه تئوري معماري قابل دفاع است و آيا اصولاً مي توان چنين رويکردي به يک بنا داشت و گفت از اين به بعد، بايد با استفاده از تزئينات نما، معماري اين برج را اصيل و اسلامي کرد؟
اگرچه در تعريف معماري اسلامي، در ميان صاحب نظران اختلاف نظر وجود دارد - و اين معنا که معماري اسلامي دقيقاً چيست، آيا با معماري مسلمانان مترادف است، چه نسبتي با فرهنگ و اعتقادات دارد، چه نسبتي با تاريخ و جغرافيا دارد و حدود و ثغور آن کجاست، مورد بحث و مناقشه است - اما به هر جهت بر سر مصاديق بارز و روشني از آن، چندان اختلاف نظري نيست. در اينجا قصد نداريم بر تعريف آن تامل کنيم، اين فرض را مي پذيريم که اين معنا، کم و بيش بر همگان روشن است. اما خواهيم پرسيد، اصالت اسلامي و ايراني بخشيدن به يک اثر معماري، چگونه محقق مي شود؟
مي توان در ابتداي بحث اشاره به برج آزادي (در ميدان آزادي) داشت، به نظر مي رسد اين اثر مثال مناسبي باشد. اين طرح، به اعتقاد بسياري از کارشناسان، طرحي قابل اعتنا و درخور تحسين است. اين بنا براي هر بيننده يي که حداقل آشنايي را با موتيف هاي معماري اسلامي و ايراني داشته باشد، خوانايي لازم را دارد. به اين معنا که فرم کلي و نيز جزئيات به کار رفته در آن، بي هيچ ترديدي نسبتي با معماري تاريخي ايران برقرار مي کند.
اما از سويي، تزئيناتي که در آن به کار رفته، به گونه يي نبوده که ما اول بنا را بسازيم، بعد تزئينات را مثل برچسب روي آن بچسبانيم. تزئينات خاطره انگيز آن، به گونه يي با کليت ساختاري اثر درهم تنيده است که تفکيک يکي از ديگري، امکان پذير نيست. به عبارت ديگر، ظاهر و باطن ساختمان، پوسته بيروني و کليت ساختاري اثر، يک سخن و يک کلامند.
اصالت يعني همين، اينکه ظاهر و باطن ساختمان حرف هاي متفاوتي با مخاطب نزنند. يعني اينکه دغدغه ما اين نباشد تا از سازه هاي جديد و مصالح مدرن در ساخت وسازمان استفاده کنيم و بعد، در مراحل پاياني پروژه تصميم بگيريم با انواع و اقسام تزئينات، استخوان بندي مدرن را مخفي کنيم و مدعي شويم داريم به برج، اصالت ايراني مي دهيم.
از اين رو نمي توان در اين مرحله از فرآيند ايجاد يک اثر معماري، آن را ايراني - اسلامي کرد. اگر معتقديم اين طرح شايستگي هاي لازم را براي تبديل شدن به نماد شهر تهران، به عنوان پايتخت ايران با آن سابقه تاريخي و تمدني ندارد، اشکال کار را بايد در جاي ديگري جست وجو کرد. از سويي ديگر بايد گفت چنين رويکردهايي در معماري که براساس آن نماي بيروني ساختمان با موتيف هاي تاريخي تزئين مي شود، يادآور جنبش هاي ناموفق تاريخ گرا در غرب است. گرايش هاي مختلف تاريخ گرا در دوران مدرن در غرب اگرچه در دوره هاي مختلف تاريخي به تدريج وارد عرصه تئوري و عمل معماري مي شدند، اما به اين دليل که مي خواستند عناصري را از بسترهاي متفاوت تاريخي به زمان حال وارد کنند - و به عبارتي فرزند زمان خود نبودند- هرگز به عنوان گرايش هاي موفق نمي توانستند تثبيت شوند. در ايران پس از انقلاب اسلامي نيز تا سال ها تلاش مي شد با استفاده از موتيف هاي تاريخي که يادآور معماري ايراني و اسلامي سده هاي گذشته باشد، به آثار معماري هويت ايراني - اسلامي داده شود. اما به تدريج، در ميان جمعي از معماران برجسته ايراني، اين رويکرد شکل گرايانه صرف، جاي خود را به جست وجوهاي تازه يي داد که نه نافي دنياي جديدي باشد که تحولات عظيمي - در حوزه تئوري و عمل - در آن به وقوع پيوسته است و نه بريده و منفک از تاريخ باشکوه معماري ايراني - اسلامي سده هاي پيشين. نگارنده اين مطلب در چندين نوشته نشان داده است که اين جست وجوهاي تازه در ميان معماران برجسته معاصر ايراني، چه سمت و سوهايي داشته و اين مساله، تا چه ميزان، نيازمند فعاليت هاي گسترده عملي و نظري است. مشکل امروز ما صرفاً برج ميلاد نيست. مساله اظهارنظرهاي شتاب زده صاحب منصباني است که تصور مي کنند با آيين نامه، دستورالعمل و در نتيجه آن گريم کردن چهره ساختمان ها، مي توان آنها را واجد هويت اسلامي - ايراني کرد، غافل از اينکه ما در آستانه قدم گذاشتن در مسيري هستيم که نهايت آن، در خوش بينانه ترين حالت، ساختمان هاي بزک شده يي است که معلوم نيست به چه تاريخي، به چه جغرافيايي و به چه فرهنگي تعلق دارند.
منابع؛
1- خبرگزاري ميراث فرهنگي، «معماري اسلامي در برج ميلاد به کار رود»، 5/10/85
2- مراجعه کنيد به کتاب تاريخ معماري مدرن، لئوناردو بنه و لو، ترجمه علي محمد سادات افسري، مرکز نشر دانشگاهي، 1384