چهارشنبه ۱۰ بهمن ۸۶

 

یک -
امروز، بعد از مدتها، شد که راه بروم. توی خیابان راه بروم، در و دیوار را تماشا کنم و دیگران را که راه می رفتند. نور را و رنگ ها و مغازه ها را. بالاخره شد.
همگروهی، گفته بود یک شارت بی مزد و منت دیگر هم در راه است؛ و بود. آمد و رفت و بین این رفتن و آمدن، پدر ما را در آورد.
این بار شارت، به بهانه ی مسابقه ی آدریان بزرگ بود. مجموعه فرهنگی آیینی زرتشتیان تهران.
این هفتمین مسابقه ی زندگی معمارانه ی من بود.
مسابقه ی طراحی دیوانخانه کریم خان زند، شیراز (یکی از شش کار اول - بدون رتبه بندی) - با شهاب قندهاری
مسابقه کوشک جهانی - با شهاب قندهاری
مسابقه خانه اقلیمی آکسفورد بروک - با شهاب قندهاری
مسابقه یادمان شهدای دانشجو (رتبه دوم) - با شهاب قندهاری و ابراهیم دانش منفرد
مسابقه یادمان شهدای شیمیایی حلبچه - با شهاب قندهاری
مسابقه باغ نور (یکی از 10 اثر برگزیده) - با شهاب قندهاری و بهروز غفاری
مسابقه ی آدریان بزرگ - با شهاب قندهاری ........ در انتظار نتیجه!!!!!! D:

در ضمن، این همکار ثابت ما، توی کانادا زندگی می کند. فوق لیسانس معماری از دانشگاه تهران و دانشجوی ترم آخر طراحی داخلی دانشگاه منیتوبای کاناداست، تیچر اسیسانت همان دانشگاه هم هست و توی یک شرکت بزرگ معماری کار می کند. توی شهر وینی پگ.

فارغ از شرکت کردن گروه ما توی مسابقه، اگر شد درباره ی حواشی که اینجا و آنجا مطرح می شود و معمولا خیلی از آنها، از سر انصاف نیست، خواهم نوشت.

و حتما طرح را معرفی خواهم کرد. به خصوص اینکه این طرح، و فرایند شکل گیری اش، نسبتی دارد با یک پروژه ی فکری در حوزه ی تیوری طراحی، که از اوایل سال 85 دنبال می کنم و روی آن کار می کنم؛ که در واقع، یکی از مباحث نظری پابان نامه ی فوق لیسانس من بود.

دو
امروز در برنامه هفت اقلیم، به فعالیت های شرکت توسعه فضاهای فرهنگی در حوزه ی مسابقات معماری پرداختیم؛ به خصوص مسابقه ی اخیر، باغ نور.
بحث بدی نبود و مقداری هم حالت انتقادی پیدا کرد. هرچند نشد از داوران کسی توی برنامه حاضر باشد. با بهروز احمدی صحبت کرده بودیم، یک مقداری ما را توی حالت استندبای نگه داشت و آخر هم نیامد.
افرادی که با آنها گفتگو کردم این بزرگواران بودند:
مهندس نور فردی، قایم مقام شرکت توسعه فضاهای فرهنگی
مهندس ژیلا نوروزی، رتبه اول مسابقه باغ موزه دفاع مقدس (که طرحش اجرا نشد)
دکتر علیرضا تغابنی ( از برگزیدگان دو یا سه مسابقه ی اخیر شرکت توسعه)

سه
دیدم این روزها، درباره ی میرمیران، یا می نویسند یا نوشته های قدیمی را کپی پیست می کنند. فکر کردم برای عقب نماندن از این قافله، ما هم دو مطلب قدیمی مان را در روزنامه ی مرحوم، شرق عزیز، کپی پیست کنیم.


سلام آقاى ميرميران (5/2/85 روزنامه شرق)
على اعطا
گرچو فرهادم به تلخى جان برآيد باك نيست
بس حكايت هاى شيرين باز مى ماند زمن
«حافظ»
هنرمند با آثارى كه خلق مى كند، مرگ خود را به تاخير مى اندازد و سيدهادى ميرميران معمار هنرمندى كه چهارشنبه گذشته از ميان ما رفت، از سال ها پيش به رغم بيمارى مهلكش مرگ خود را به تاخير انداخته بود. اين تاخير به معناى آغاز حيات ديگرى نيز هست كه در برابر نيستى و نابودى قدعلم مى كند و دوران جديدى را در تاريخ شخصى هنرمند رقم مى زند و بر آثار او- بسته به سهمى كه در عرصه فرهنگ و تمدن از آن خود كرده اند- مهر ماندگارى مى زند...

ادامه ...

مرورى اجمالى بر مبانى معمارى ميرميران (28/4/85 روزنامه شرق)
شديدترين شكل*
على اعطا
در جريان معمارى معاصر ايران، كه عموماً به معمارى سال هاى پس از ۱۳۰۰ اطلاق مى شود، چهار دوره تاريخى را برمى شمارند. سال هاى ۱۳۰۰ تا ۱۳۲۰ كه خالقين بسيارى آثار معمارى عمدتاً معماران اروپايى هستند و بناى شاخص اين دوران، موزه ايران باستان اثر ماكسيم سيرو و آندره گدار است. دوره دوم كه از سال هاى ...

ادامه ...


   [ 21 : 53 ] . ] . [ ]