مدار صفر درجه
جواد طوسي
روزنامه شرق
شنبه، 19 خرداد 1386
در کنار نويسندگان صاحب نامي چون صادق هدايت، محمود دولت آبادي، بهرام صادقي، هوشنگ گلشيري و اسماعيل فصيح، نام احمد محمود نيز براي يک فيلمساز حرفه اي و مسلط به زبان سينما و آشنا به حوزه ادبيات داستاني مي تواند همواره وسوسه کننده باشد. علت را بايد در سبک خاص و دغدغه هاي اجتماعي اين نويسندگان و اشرافشان به اسلوب و قواعد داستان نويسي، تبحر بعضي از آنها در روانکاوي فردي و شخصيتي آدم هايشان و - به ويژه- قابليت هاي آثارشان از نظر جنبه هاي تصويري براي برگردان سينمايي، جست وجو کرد.
با آنکه بيشتر آثار احمد محمود از قبيل «همسايه ها»، «داستان يک شهر»، «زمين سوخته»، «درخت انجير معابد» و «مدار صفر درجه» براي ساخت مجموعه تلويزيوني و فيلم سينمايي مناسب هستند، ولي متاسفانه شخصيت ادبي و اجتماعي او و مولفه هاي آثارش در هر دو دوران پيش و بعد از انقلاب در نقاط پرسوءتفاهم و خطوط قرمز مورد تفسير و ارزيابي و داوري هاي سياسي و اخلاقي قرار گرفته اند ...
ادامه ...
احمد محمود نوشتن رمان «همسايه ها» را در سال 42 شروع کرد و در ارديبهشت سال 45 آن را به پايان رساند. بعد او به تهران نقل مکان مي کند و در آذرماه همان سال تصميم به چاپ رمان «همسايه ها» مي گيرد ولي کسي حاضر به چاپ آن به لحاظ حجيم بودنش نمي شود. شايد در آن دوران فقط رمان «شوهر آهو خانم» نوشته علي محمد افغاني با آن حجم چاپ شده بود.
احمد محمود بخش هاي کوتاهي از رمان همسايه ها را در «پيام نوين»، «فردوسي» و «جنگ جنوب» چاپ مي کند و در اين فاصله داستان هاي «زائري زير باران»، «غريبه ها» و «پسرک بومي» را نيز منتشر مي کند که استقبال خوبي از آنها مي شود. سپس ابراهيم يونسي او را به انتشارات اميرکبير معرفي مي کند و زمينه انتشار رمان «همسايه ها» در تيراژ کم فراهم مي شود. در شرايطي که تدارک براي چاپ دوم اين رمان ديده شده بود، کتاب توقيف مي شود و تا سال 57 زمينه انتشار آن فراهم نمي شود و در اين سال با تيراژ وسيع چاپ و توزيع و با استقبال زياد خوانندگان روبه رو مي شود.
احمد محمود در قسمتي از گفت وگوي خود با ليلي گلستان مي گويد؛ «اگر از همسايه ها حرکت کنيم و برسيم به مدار صفر درجه، مي بينيم که همسايه ها را بيشتر با نوعي غريزه و کمتر با شناخت داستان نوشته ام، درحالي که اين کتاب آخرم را بيشتر با شناخت داستان و کمتر از روي غريزه نوشته ام.»
پيش از انقلاب، بهمن مقصودلو (منتقد و محقق سينمايي) درصدد ساخت يک فيلم بلند سينمايي بر اساس يکي از داستان هاي احمد محمود به نام «آب» برمي آيد که شکل عملي پيدا نمي کند. متعاقب آن حبيب کاوش در سال 1354 فيلم «آب» را براساس همين داستان با بازي سعيد راد، جمشيد مشايخي، سپيده، سعيد اميرسليماني و... مي سازد که نه از نظر تجاري و نه هنري، با استقبال مواجه نمي شود. احمد محمود نيز با عدم رضايت از نتيجه کار، اصرار مي کند که نامش در عنوان بندي نيايد زيرا معتقد است که فيلم ربطي به داستان او ندارد.
حبيب باوي ساجد (نويسنده و سازنده تعدادي فيلم کوتاه که فيلم مستندي به نام «قلمرنج» درباره زنده ياد احمد محمود ساخته است) نقل مي کند؛ در اوايل دهه هفتاد در يک مهماني که حجت الاسلام زم (رئيس وقت حوزه هنري) تدارک ديده بود، احمد محمود و محسن مخملباف حضور داشتند. آقاي زم در آن مراسم احمد محمود را به مخملباف معرفي مي کند. مخملباف مي گويد؛ «مگر مي شود بدون شناخت احمد محمود فعاليت هنري کرد؟» در همان جلسه به محمود مي گويند جواني با شما کار دارد. ديدار صورت مي گيرد و آن جوان به محمود مي گويد؛ «چرا امکان ساخت آثار شما فراهم نمي شود؟ آيا نمي خواهيد با جوان هاي اين دوران همکاري و تعامل داشته باشيد؟ احمد محمود در جواب مي گويد؛ چرا نمي خواهم؟ ولي بعضي از شماها داستان ها و کتاب هاي مرا بدون ذکر مأخذ شان استفاده مي کنيد و به عنوان يک نمونه به فيلم «ميلاد» اشاره مي کند. آن جوان که ابوالفضل جليلي بود، مي گويد سازنده اين فيلم من هستم.»
داريوش مهرجويي بعد از اقتباس هاي موفقش از آثار غلامحسين ساعدي (عزاداران بيل در فيلم گاو و آشغالدوني در فيلم «دايره مينا») و نمايشنامه هاي هالو نوشته علي نصيريان در فيلم هاي آقاي هالو و «ووتسيک» نوشته گئورک بوخنر در فيلم «پستچي»، در اواخر سال 56 و اوايل سال 57 تصميم به ساخت يک مجموعه تلويزيوني بر اساس رمان همسايه ها مي گيرد که فيلمنامه آن با حضور و همراهي و همدلي احمد محمود نوشته مي شود و بازيگران اصلي آن علي نصيريان و عزت الله انتظامي و پسر احمد محمود (سيامک) به عنوان دستيار مهرجويي انتخاب مي شوند ولي به لحاظ سوابق سياسي و مبارزاتي احمد محمود، توليد و ساخت اين پروژه منتفي اعلام مي شود.
در حال حاضر، تنها نسخه موجود اين فيلمنامه نزد «سيامک محمود» است. گويا اخيراً تماسي از سوي مهرجويي براي انتشار اين فيلمنامه صورت گرفته که سيامک محمود آن را «برخورد نزديک از نوع سوم» تلقي کرده و فعلاً بر روابط فيمابين سوءتفاهم حاکم است.