« December 2006 | Main | February 2007 »

یکشنبه ۸ بهمن ۸۵

برچسب هايي از تزئينات بر قامت برج ميلاد

علي اعطا
روزنامه ي اعتماد - 8/11/85

اخيراً از يکي از خبرگزاري ها، خبري مخابره شده است مبني بر اينکه به گفته يکي از اعضاي شوراي شهر تهران «ادامه ساخت و احداث برج ميلاد نيازمند به کار بستن معماري اسلامي و اصيل ايراني است» و نيز «لازم است در ادامه اين پروژه که بيشتر به موضوع تزئين نماي بيروني برج مربوط مي شود، طرح هاي معماري اسلامي و اصيل ايراني به کار گرفته شود.»

اين اظهارنظر قطعاً ناشي از دغدغه يي ستودني است. تصميم گيران شهري ما اين دغدغه را دارند تا مسوولان را ملزم کنند به برج ميلاد، اين نماد تازه شهر تهران، هويت ايراني و اسلامي ببخشند. اما مساله اينجاست که اين اظهارنظر تا چه ميزان در حوزه تئوري معماري قابل دفاع است و آيا اصولاً مي توان چنين رويکردي به يک بنا داشت و گفت از اين به بعد، بايد با استفاده از تزئينات نما، معماري اين برج را اصيل و اسلامي کرد؟ ...

ادامه ...

Posted by ali at ۱۵:۴۳ | Comments (135)

جمعه ۶ بهمن ۸۵

برج ميلاد

روز يكشنبه، در روزنامه ي اعتماد يادداشتي خواهم داشت در نقد اظهار نظر يكي از اعضاي شوراي شهر تهران در باره ي برج ميلاد.

مصاحبه ي اين عضو شوراي شهر تهران را اينجا مي توانيد ببينيد:
معماري اسلامي در برج ميلاد به كار رود (خبرگزاري ميراث فرهنگي)

من هم در نقد اين رويكرد - كه نه يك اظهار نظر شخصي، بلكه يك جريان است - مطالبي نوشته ام كه احتمالا دنباله دار خواهد بود.

Posted by ali at ۱۵:۳۵ | Comments (152)

سه شنبه ۲۶ دی ۸۵

قرار جلسه ي دفاع ما در روز شنبه 30 دي، كنسل شد و افتاد دوشنبه 16 بهمن.
دليل اين بود كه استاد مشاور در اين تاريخ تهران نيستند و بعد، تا 15 بهمن،‌ سالن قضاوت رزرو بود.

Posted by ali at ۱۹:۱۸

جمعه ۲۲ دی ۸۵

پايانِ نامه

P1010027.JPG

شنبه ي آينده، در سالن قضاوت دانشكده ي هنرهاي زيباي دانشگاه تهران، از پايان نامه ي كارشناسي ارشد با عنوان "خانه ي ادبيات معاصر ايران" دفاع خواهم كرد.
موضوعي كه اول، صرفا تيري در تاريكي بود؛ بي‌اينكه ابعاد نظري مساله برايم روشن باشد. همين بود كه به درازا كشيد. زمان زيادي صرف شد تا پرسش هاي اصلي پروژه براي خود من روشن شود و زمان زيادي برد تا از راه هاي اشتباهي كه فكر مي‌كردم به نتيجه مي‌رسد و نمي‌رسيد، جدا شوم و دست آخر، لااقل رويكردي متناسب با مساله پيدا كنم.
از اين وضعيت شارت كه خارج شدم، به تفصيل از طرح خواهم نوشت.
فعات چكيده را بخوانيد، از اينجا مي‌شود فهميد بحث هاي نظري اين پروژه، به كجاها وصل مي‌شود.


چكيده

مي‌گويند ادبيات، اين مجموعه ي پيچيده ي حقايق متضاد، در واقع چكيده ي وضعيت بشري است. در دنياي امروز، يگانه چيزي كه ما را به شناخت كليت انساني‌مان رهنمون مي‌شود، در ادبيات نهفته است؛ اينكه ما چيستيم و چگونه ايم، با اعمال مان، روياهامان و اوهام مان،‌ در تصويراجتماعي‌مان و در خلوت وجدانمان.
از اين رو، ادبيات ايراني معاصر، چكيده ي وضعيت انسان معاصر ايراني است. انساني كه در ابتداي اين قرن، گويي با بيرون رفتن از جهاني كهن، در آستانه ي ورود به جهاني نو قرار مي‌گيرد؛ ناگزير، ادبيات، بر اساس نقش تاريخي خود، وظيفه ي تعريف اين انسان دنياي جديد را بر عهده خواهد داشت. اما اين ادبياتي كه ما اكنون معاصرش مي‌خوانيم، براي ايفاي وظيفه ي تاريخي خود، نه تنها در محتوا، كه در فرم ها و شكل هاي جديدي كه خلق مي‌كند، خود را و ابزار خود را به تحولي متناسب با محتوا، آغشته مي‌كند تا پاسخي در خور، به انسان معاصر، جهان معاصر و نسبت اين دو بدهد و به تعبيري، رابطه ي انسان و جهان را بازآفريني كند.
اما ادبيات يك عصر، با جهان بيني هاي حاكم بر آن عصر، رابطه اي تجربي و تجربه شناختي دارد؛ به ويژه در عصر ما شاعر شعر مي‌گويد؛ راجع به شعرش حرف هم مي‌زند. نويسنده مي‌نويسند؛ راجع به نوشته اش حرف هم مي‌زند. پس ما، اكنون تجربه را، يك بار به صورت وجودي آن تجربه مي‌كنيم و بار ديگر به صورت وجود شناختي آن. اين تجربه، فعاليت ها و نيازهاي مختلفي را ( همچون نقد وگفتگو، پژوهش و آموزش و ...) پيش مي‌كشد تا هم‌نشيني اين فعاليت ها، منجر به شكل گيري مكاني باشد كه آن را خانه ي ادبيات معاصر ايران نام مي‌نهيم. اما خانه ي ادبيات معاصر ايران، و مكان هايي از اين دست، به مثابه پاتوق هايي فرهنگي (با نظري به ارتقاي مفهوم پاتوق) بخشي از حوزه عمومي تلقي مي‌شوند كه امروزه به لحاظ نظري، در جغرافياي جامعه ايراني، جايگاهي در آستانه ي تعريف و تثبيت دارند.
اما معماري اين مكان، چگونه معماري اي است؟ اگر اين تعبير را بپذيريم كه " معماري هميشه در ارتباط با يك رويا،‌ يك اتوپي، يا يك تخيل انجام گرفته است و هر محتواي فضايي با يك شيوه ي زندگي، با يك نحوه ي شناخت، و حتي مي‌توان گفت با يك شيوه ي حضور همراه است"، روياي شكل گيري خانه ي ادبيات معاصر ايران چگونه رويايي است؟ معماري اين خانه، مبتني بر چگونه حضوري است؟

Posted by ali at ۱۶:۴۱ | Comments (159)