این روزها، یکی از بحث های داغ محافل مجازی معماری، بحث همایش (یا کنگره) ایست که از طرف یک موسسه ی پژوهشی و N تا نهاد و موسسه و دانشگاه دیگر برگزار شده. و همه به شکلی به وضعیت برگزاری همایش معترضند و در واقع به وقت و پولی که صرف شده و در ازای آن فقط نارضایتی و اعتراض حاصل شده. من طبعا هیچ سوی قضیه قرار ندارم، چون نه در این همایش شرکت کرده ام ( نه حتا تمایلی به شرکت داشته ام) و طبعا، نه در سوی برگزار کنندگان همایش قرار خواهم گرفت. اما با این وجود، تنها تمایل برای ذکر چند نکته ی مختصر باعث شد چند خطی در این باره بنویسم.
من هرگز نمی توانم باور کنم، یک کنفرانس تخصصی به من فرایند طراحی معماری بیاموزد. چرا؟
عبارتی به صورت " فرایند طراحی در معماری " برای من در دو معنای متفاوت قابل طرح است. معنای اول، برخورد پژوهشی با این عبارت است، که ما نگاهمان را به درک و شناخت فرایندی معطوف کنیم که محصول آن یک اثر معماریست. این اصلا ربطی به این موضوع نخواهد داشت که من محقق، دستی در طراحی داشته باشم یا نه. این فعالیت، صرفا فعالیتی پژوهشی ست که به عنوان مثال، یکی از نتایج آن می تواند این باشد که ما بفهیم فلان طراح چه پروسه ای را طی می کند تا اثری را خلق کند و یا در فلان مورد خاص، چه پروسه ای طی شده است تا فلان اثر خلق شود. اما معنای دوم؛ معنای دومی که این عبارت می تواند برای من داشته باشد، فرایندی ست که خود من به عنوان طراح طی می کنم تا اثری را خلق کنم. به بیان دیگر، تبیین فرایند شخصی خودم، برای شخص خودم. این کار، کاری نیست که عده ای در یک کنفرانس بنشینند، برای من نوعی سخنرانی کنند و من در انتهای سخنرانیها فرایندی را آموخته باشم و دیتاها را را توی آن بگذارم و از آن طرف، محصول تحویل بگیرم. تصور می کنم دستیابی به یک فرایند برای طراحی، محصول تجربه های شخصی دراز مدت، طولانی و مداوم و گاه سخت و فشرده است. آموزش طراحی هم چیزی جز نوعی آموزش بالینی دراز مدت و در طول مدت زمان طراحی نمی تواند باشد. بهترین جا برای یادگیری طراحی همان آتلیه های دانشگاه با حضور ممتد اساتید است - و البته اساتیدی که سرشان به تنشان بیارزد، و البته تعدادشان خیلی زیاد نیست - و در کنار آن، کار مستمر و فشرده. به همین دلایل، من تصور نمی کنم این گونه کنفرانس ها، سهم شایسته ای در یاد گیری طراحی داشته باشند؛ و اگر سهمی داشته باشند بسیار اندک است.
اقا ما مخلص شمائیم !
Posted by: yalda at August 28, 2006 07:03 PMمن هنوز در این وبلاگ جایی ندارم.ببخش که نمی فهمم چی می گی از معماری.به زبون it بگو.
Posted by: رضا at August 30, 2006 07:42 AMما هم هستيمت علي جان...وقتي هم تو شرق "تجسمي"رو مال خودت ميكني كلي كيفور مي شيم!
Posted by: احسان نيمكت نشين at August 30, 2006 06:57 PMراستي اگر وقت كردي شماره اين هفته ي همشهري جوان كه روي جلدش عكس سريال نرگس هست رو بگير...
جناب اعطا عليرغم گذشتن مدت زيادي از ارسال ايميلي در مورد قضاوت هنوز منتظر پاسخ شما هستم.
Posted by: نينا شاهرخي at August 30, 2006 10:38 PMمطمئنن حق با شماست جناب آقاي مهندس اعطا!
Posted by: وارطان at August 31, 2006 05:25 AMحمل بر پاچه خواري نفرماييد انشا لله
شاد باشيد و سلامت جناب استاد.
1فهميدن اينكه يك پروژه خوب معماري چه پروسه اي طي كرده فكر نكنم چيز بدي باشه ( اميدوارم برداشت بدي از " خوب" نداشته باشي).
Posted by: at September 1, 2006 12:12 AM2بعدش , تبيين اينكه اصولا در معماري فرايندي براي طراحي وجود داره, هر چند كه ممكنه بسيار شخصي باشه تو جامعه ما كه همه چي خلق الساعه هستش زياد هم بد نيست.
3 ضمنا اگه علاقه اي به لينك دادن نداريد مجبور نيستيد كه جور ديگه وانمود كنيد!
1فهميدن اينكه يك پروژه خوب معماري چه پروسه اي طي كرده فكر نكنم چيز بدي باشه ( اميدوارم برداشت بدي از " خوب" نداشته باشي).
Posted by: مزدك مژدهي at September 1, 2006 12:15 AM2بعدش , تبيين اينكه اصولا در معماري فرايندي براي طراحي وجود داره, هر چند كه ممكنه بسيار شخصي باشه تو جامعه ما كه همه چي خلق الساعه هستش زياد هم بد نيست.
3 ضمنا اگه علاقه اي به لينك دادن نداريد مجبور نيستيد كه جور ديگه وانمود كنيد!
ارادت مندیم آقای اعطا
Posted by: انوش شاپوری at September 1, 2006 07:01 AMیکی از اثرات بد دوستی با پویاهه عادت به فراموشی و بی حافظه گیه
ما حضوری هم ملاقات کردیم ، یک روز گرم تابستان .......