درباره ی مسابقه ی یادگاه شهدای دانشجو - قسمت اول
یکی از باحالی های جامعه ی ما این است که می توانی هر ادعایی بکنی و هر وعده و وعیدی بدهی، بعد راحت همه را زیر پا بگذاری و خیالت هم تخت تخت باشد که هیچ وقت به خاطر ادعاهای دروغ، مورد بازخواست قرار نمی گیری. این مساله، توی جامعه ی حرفه ای معماری، و به خصوص زمان برگزاری مسابقات معماری، خیلی بروز پیدا می کند. مثال روشن و دم دست من این است که، سال قبل، یک نهاد به اصطلاح ارزشی! به اسم اداره کل امور شهدا و ایثارگران دانشگاه تهران، مسابقه ای برگزار کرد با عنوان طراحی یادگاه شهدای دانشجو، همراه با تبلیغات گسترده و بنا به اظهارات خودشان 90 دقیقه تبلیغات تلویزیونی. هیات داوران را اعلام رسمی نکردند، اما خیلی پیگیر شدیم بفهمیم چه کسانی هستند. افراد معتبر و صاحب نامی بودند، و ما توی این مسابقه شرکت کردیم. چند روز بعد، جلسه ی داوری برگزار شد، نتایج معلوم شد، اما اعلام نشد. شفاهی به ما گفتند دوم شده ایم. اما گفتند جایزه را نمی دهند! چون داوران هیچ طرحی را اجرایی تشخیص نداده اند. به داوران مراجعه کردیم. از این مساله اظهار تعجب کردند. چند جلسه هم رفتیم با مدیران این نهاد ارزشی جر و بحث کردیم، هیچ فایده ای نداشت. معاون با شعور و فهمیده ی این نهاد ارزشی به من گفت: ما به آقایان فلان و فلان که از شعرای مطرح هستند سفارش شعر می دهیم بعد شعرشان را قبول نمی کنیم! شما که دیگر دانشجویید. به هر حال، انواع و اقسام بازی را سر ما پیاده کردند و تا حالا که بیش از یک سال گذشته، در آخرین حرفی که هفته ی قبل به دوست و همکار من، ابراهیم دانش منفرد زده اند این بوده که، احتمالا یک لوح تقدیری به شما می دهیم. این نکته هم گفتنی ست که جایزه ی نفر اول 25 سکه، نفر دوم 15 سکه و نفر سوم 10 سکه قرار بوده که باشد.
مساله ی گروه ما اصلا جایزه نیست. نه من، نه ابراهیم و نه شهاب که الان توی کانادا معماری داخلی می خواند. مساله، این است که چطور ممکن است نهادی که مدعی ارزشهاست و نام شهدا و ایثارگران را به دوش می کشد، اینقدر راحت می تواند ادعایی بکند، تبلیغات دروغین انجام دهد، تعداد زیادی اثر معماری را جمع کند، 5 روز نمایشگاه برگزار کند و انواع و اقسام مانورها و تبلیغات را روی این قضیه انجام دهد، استفاده های تبلیغی اش را بکند و بعد، تمام ادعاهایش را نادیده بگیرد و اینقدر راحت چندین نفر دانشجو را که از سر حسن نیت خواسته اند کاری انجام دهند، به بازی بگیرد. خودشان می دانند و خدای خودشان.
ما برای گرفتن جایزه، مطلقا پیگیر مساله نخواهیم شد. با آقابان حرف مشترکی نداریم، اصلا زبان یکدیگر را نمی فهمیم. حرفی اگر باشد، با دیگران است برای روشن کردن مساله. تا هر کسی برای اینگونه استفاده های تبلیغاتی، عده ای دانشجوی ساده دل و پاک اندیش را نتواند به بازی بگیرد.
در نوشته ی آینده طرح گروه ما که بعنوان اثر دوم شناخته شد، معرفی خواهد شد
لینک های زمانی که داغ کرده بودم:
اول - يكي از شما دوستان عزيز من، نوشته هاي اين پوستر را بخواند براي من توضيح بدهد!
دوم - بالاخره با تماسهاي مكرر ما، به طور شفاهي به گفتند نتايج اينطور است و شما دوم شده ايد