پنجشنبه ۱۸ خرداد ۸۵

 

بالاخره ...
بعد از مدتها، دارم می نویسم و باز مثل همه ی نوشتن های بعد از تاخیرهای طولانی، به سختی می نویسم و جمله ها را پشت سر هم می چینم.

اخیرا اتفاق افتاد ...
سه هفته کامپیوتر نداشتم و آخرش تمام محتویات هارد از بین رفت. از دست هیچ مهندس و تکنسین و متخصص و اینها هم کاری ساخته نبود. اما اصلا مهم نیست. برای من که معمولا عادت دارم هرمدت یک بار، ذهنم را فرمت کنم و از نو شروع کنم، پذیرفن فرمت شدن هارد، با تمام محتویات، آنقدرها هم کار سختی نبود. همین شد که شد.

در هفته ی گذشته اتفاق افتاد ...
باز با آقای مهندس هوا فضا رفتیم کوه. کله ی سحر. ساعت 5 صبح. دارآباد.

دیروز اتفاق افتاد ...
نوشته ی کوتاهی از من چاپ شد توی روزنامه ی شرق. به پست بالایی مراجعه کنید.

پویاهه می نویسد ...
پویاهه جای دیگری می نویسد. وبلاگ خودش را تعطیل کرد اما از امروز نوشتن توی وبلاگ جمعی جمع نوشت را شروع کرده.
پویاهه همان است که بود با همان نوشته هایی که از لحظه های غریب تخیل بر می آیند.



   [ 19 : 50 ] . ] . [ Comments ]

Comments