چهارشنبه ۱۶ فروردین ۸۵

 

بدجوري خنديده‌ بودم سال اول دانشگاه، وقتي استاد آتليه ي تركيب، گفته بود ماكت سازي يكي از روش‌هاي ارضا شدن معمار هايي‌ست كه طرح‌هايشان اجرا نمي‌شود. يادم هست تا همين اواخر، وقتي حرف اجرا شدن يا نشدن پروزه هاي معماري مي‌شد، اين جمله ي قصار استاد را براي حاضرين با هيجان خاصي تعريف مي‌كردم. سه شنبه ي همين هفته كه گذشت، با يك دوست قديمي كه الان براي خودش توي رشته ي هوا فضا آدم مهمي شده، رفتيم كوه، کولکچال. كلي از معماري برايش حرف زدم ( وقتي در مورد معماري براي كسي كه معماري نخوانده صحبت مي‌كنم،‌ شك ندارم طرف دارد فكر مي‌كند همه ي معمارها اينقدر مغشوش العقل!!! و پريشان احوالند يا اين يكي اينطور است؟ ) اين متخصص هوا فضا هم بعد از اينكه درباره ي انواع هواپيماها و موشك ها و ... سخنراني كرد، گفت كه چند وقت پيش يك سايت اينترنتي پيدا كرده درباره ي ساختن هواپيماي كاغذي!!! با حداكثر بازدهي آئروديناميكي. همانجا پشت كامپيوتر نشسته از روي دستورالعمل، هواپيما درست كرده و بعد از پنجره اتاق پرتش كرده توي كوچه. چه حالي هم مي‌كرد اين دوست ما كه هواپيمايي كه ساخته چه بردي داشته و از اين حرفها. مركز ثقلش فلان جا بوده و بالهايش فلان شكل بوده اند و اينها.
ياد استاد آتليه ي تركيب افتادم و خاطرات آن روزها زنده شد ...

پ.ن: اين آقاي متخصص هوا فضا، توي وبلاگش چيزهايي نوشته و يك عكس از من هم گذاشته كه البته خيلي شبيه من نيست. شبيه هم كه نباشد، خودم هستم بالاخره! اينجا ببينيد!


   [ 02 : 14 ] . ] . [ ]