دوشنبه ۱ اسفند ۸۴

 ظرف هاي شكسته ي ذهن

مساله زماني اتفاق مي افتد كه نمي دانيم با ظروف شكسته چه كنيم؟ كم نيستند افرادي كه ظرف هاي شكسته را دور مي اندازند. خيلي از شكستگي ها، دور ريختني ست. خرد شدن يك ظرف معمولي، يك ظرف متوسط. گاهي شكستگي ها آنقدر عميق نيست. ترك ها عميق نيست. انگار فقط حس توي دست گرفتن يك ليوان، كمي مخدوش شده باشد. يك حس مخدوش! گاهي، ظرف ها خرد مي شود. مساله ديگر ترك نيست. تكه هاي خرد شده ي ظرف هاي طلاكوب را كسي دور نمي اندازد. اينجا، از نفس شكستن باكي نيست. تكه تكه ها، سرشان سلامت!


   [ 21 : 36 ] . ] . [ ]