سه شنبه ۲۲ آذر ۸۴

 

متن نامه اول:
عايشه خانم جانم حاجي سرور آمد كاغذ شما را رساند
سرداري و قبا و غيره فرستاده بوديد رسيد از سلامتي احوال شما بسيار بسيار خوشحال شدم بخدا قسم براي تو آنقدر دلم تنگ شده است كه حساب ندارد
التفات قلبي من نسبت به تو زياده از حد است البته خودت هم ميداني چقدرها ترا مي‌خواهم
هيچوقت از يادم فراموش نمي‌شدي (نمي‌شوي؟)
هميشه در خاطرم بودي و هستي
انشاءالله تعالي ديگر هيچوقت از ما دور نشوي (نشويد؟) انشاءالله
هميشه در حضور باشيد
پس فردا انشاءالله شما را ملاقات مي‌كنم
و آسوده مي‌شويم (يك كلمه ناخوانا)


متن نامه دوم:
عايشه خانم جانم
شنيده‌ام غصه مي‌خوري بخدا قسم يك موي كثيف‌ ترا بهزار نفر آدم اجنبي نمي‌دهم
اگر بداني چقدر محبت بتو دارم هرگز غصه نمي‌خوري
ايندفعه اينطور اتفاق افتاد ترا بسر من بجان من
قسم ميدهم غصه نخور
آسوده خاطر باش واله (والله؟) از براي اينكه تو غصه ميخوري اوقات ندارم
مثل سگ (؟ كذا) مي‌گذرد ترا بجان من
قسم ميدهم غصه نخور
جواب خوب بنويس من آسوده بشوم
يك انگشتر الماس برليان
براي تو فرستادم
از حاجي سرور بگير
تو عايشه جان من
هستي تو را
بيك دنيا
برابر نمي‌كنم


2 نامه عاشقانه از ناصرالدين شاه به همسرش


   [ 00 : 28 ] . ] . [ ]