پنجشنبه ۱۲ آبان ۸۴

 !پراكنده هاي سه گانه

1- بهترين تفريح اينترنتي من اين روزها شده خواندن وبلاگ نيك آهنگ كوثر! حتا به نظرم نوشته هايش از كاريكاتورهايش خيلي بهتر است (شايد هم من نمي فهمم) بخصوص قسمت هايي كه با اين بندگان فمينيست خدا كل كل مي كند. خلاصه، از من مي شنويد بخوانيد و بخنديد.
نيك آهنگ كوثر

2- براي سومين بار، پايان نامه را شروع كردم! بار اول عشق اين را داشتم زود دفاع كنم بروم يك فوق ليسانس معماري منظر هم بگيرم! منظر منتفي شد و پايان نامه نيز هم! بار دوم از فرط بيكاري بود، بعدش رفتم سركار و باز پابان نامه تعطيل شد! حالا، يعني بار سوم، نه عشق يك فوق ليسانس ديگر است و نه بيكاري! اوضاع نگران كننده شده كم كم. تا بهمن سال 85 وقت دارم اما هر چقدر بيشتر كش اش بدهم، جمع كردن كار سخت تر مي شود. چند بار استاد راهنما را ديدم فرار كردم اما چند وقت پيش توي كلوناد دانشكده رو در رو شديم، مچم را گرفت. يك كم غرغر كرد و من هم چندتا خالي بستم. گفت تلفن بزن بيا ببينيم چيكار كردي. دو هفته گذشته الان.

3- دو شنبه صبح رفتم مشهد شب برگشتم. براي يك پروزه كه دقيقا 6 ماه است داريم كار مي كنيم. حداقل چهار و نيم ماهش كار فشرده بود. بالاخره به قول آقاي مدير پروزه، ماهي به دمش رسيده. انگار در حال تصويب است. پروزه، طراحي يك مجموعه تجاري اداري 15 هزار متري بود نزديك همين ميدان شهداي دكر صارمي كه اينقدر سر و صدا به پا كرده. راستش هنور ياد نگرفتم توي اين سايت عكس آپ لود كنم. يك بنده خدا قرار شده يادم بدهد. هنوز خبري نيست. وقتي ياد گرفتم چند تصوير از كار را مي گذارم اينجا.



   [ 18 : 21 ] . ] . [ ]