« August 2005 | Main | October 2005 »

پنجشنبه ۷ مهر ۸۴

پراكنده هايي به رسم گذشته ها ...

1. پنج شنبه ي هفته ي قبل، جلسه ي معرفي كارهاي علي كرمانيان، تمايلي را براي ماندن تا پايان برنامه در من ايجاد نكرد. به نظرم، در ميان آن همه كاري كه توي فيلم بيست دقيقه اي اول برنامه نشان داده شد و بعد كارهايي كه مفصل تر معرفي شد، چيز خاصي وجود نداشت كه قابل بحث باشد: يك سري پروزه ي مسكوني از همين ها كه توي اين شهر زياد ساخته مي شود، فقط با كمي رنگ و لعاب بيشتر.

2. من خيلي جدي معتقدم اسم اين جلسات، مطلقا نقد نيست. صرفا يك نوع معرفي و پرزانتاسيون است. نقد اين نيست كه يكي بنشيند كارهايش را معرفي كند بعد يكي ديگر بيايد چهار تا جمله كه معمولا آنقدر كلي هستند كه مي توانند عينا در مورد اشخاص و پروزه هاي ديگري بكار برده شوند ، بگويد. نقد معماري به دلايلي هنوز در ايران پا نگرفته است كه البته، همه ي اين دلايل، به مسايل صرفا تخصصي برنمي گردد.

3. ریزبرنامه‌ی همایش سالانه‌ی جامعه‌ی مهندسان معمار ایران

Posted by ali at ۱۸:۴۲

جمعه ۱ مهر ۸۴

بخاطر اظهار نظرهاي دوستاني كه در قسمت نظرخواهي، چيزي مي نويسند كم كم باورم مي شود كه واقعا اينجا چراغي مي سوزد. مايه ي دلگرمي ست براي نوشتن. هم آنها كه مي آيند و مي نويسند، هم آنها كه مي آيند و اين آمدن را به سكوت برگزار مي كنند. نظرها كه نوشته مي شود، گاه جنبه ي انتقادي كه داشته باشد، به فكر وا مي داردم كه باز دلگرم كننده است. از همه ممنونم.
من مثل خيلي ها معتقد نيستم بايد كار كرد و بحث هاي نظري را كنار گذاشت كه بي حاصل است. باز معتقد نيستم كه فلسفه بافي صرف مي تواند گرهي از كار ما باز كند. كسي كه هرگز قلم بدستش نگرفته، خطي نكشيده، وقت حرف زدن صدايش نمي لرزد. مي گويد و مي گويد و پرواي آن را ندارد كه نسبت گفته هايش با دنياي واقع چگونه است. معتقدم بايد كار كرد و خط كشيد، و بايد حرف زد و نوشت و همچنين بايد سلوك عارفانه اي را كه محصولش كنار كشيدن است رها كرد.
ميشل فوكو جمله اي دارد شبيه به اين مضمون كه فكر كردن، آزادي در رابطه با عمليست كه انجام مي دهيم. موضوعي را از آن بيرون مي كشيم و بصورت مساله در مي آوريم و پيرامون آن بحث مي كنيم. من اگر از هويت مي نويسم، و آنرا بصورت پرسشي مطرح مي كنم؛ به خاطر آن آزادي ست كه ما در عرصه نظر و انديشه داريم و به آن پايبنديم. اين تعريف هاي سخت - به تعبير يكي از نظردهندگان - از ان روست كه تعريف هاي آسان گرهي از اين مساله كه ذاتا پيچيده و متناقض نماست، باز نكرده است. در اين مورد بيشتر خواهم نوشت. تا بعد.

Posted by ali at ۲۰:۱۳

سه شنبه ۲۲ شهریور ۸۴

بخش دوم - هويت و معماري معاصر ايران

مفهوم هويت، درست در جايي كه به لحاظ نظري انتظار مي رود به سامان برسد، به موضوعي بسيار مبهم، پيچيده و چند وجهي تبديل مي شود. انديشمندان بسياري، در دوره ي معاصر درباره ي هويت ايراني و ابعاد نظري آن بحث كرده اند.در اكثر موارد،اين مباحث تا آنجا پيش رفته كه مولفه هاي هويت ايراني را آيتم بندي كرده و توضيح داده اند، اگرچه ديدگاهها بسيار متفاوت است. اما اين سؤال مطرح است كه اگر بتوان در حوزه ي فرهنگ، مولفه هاي هويت ايراني را به دقت آيتم بندي كرد و توضيح داد‌‍؛ انتظار مي رود در عرصه اي كه مظاهر فرهنگي، تجسم مادي مي يابند(معماري) اين مولفه هاي هويت بخش، به گونه اي سامان يافته بروز پيدا كنند.
دكتر سروش در مقاله اي تحت عنوان سه فرهنگ، اين عبارت را مطرح مي كند كه " هويت فرهنگي سيال ما از سه فرهنگ ديني، ملي و غربي تغذيه مي كند و نيز همواره خود را پالايش مي كند ".
اگر بخواهيم اين نگاه را به عرصه ي معماري- به عنوان تجسم مادي مظاهر فرهنگي- تعميم بدهيم و از اين راه به مفهومي به نام هويت ايراني نزديك شويم، تصور مي كنم درست در همينجاست كه گريزپايي مفهوم هويت خود را به رخ مي كشد.
اين سه فرهنگ چه نسبتي با يكديگر برقرار مي كنند؟ آيا ما با سه پديده ي نا همسو مواجهيم؟ آيا اين سه پديده در عرض يكديگر قرار گرفته اند يا در طول يكديگر؟ اگر اين سه فرهنگ در يك سطح قرار دارند و اصطلاحا هم عرض هستند؛ به تعبير معماران نسبت اختلاط آنها چيست و دانه بندي اين اختلاط به چه صورت است؟ تا پيش از اولين برخوردهاي ايران با جهان عرب، دو فرهنگ ديني و ملي، در عرصه ي معماري، به نوعي وحدت و تداوم رسيده اند. كمتر كسي پرسشي به نام هويت را درباره ي معماري تاريخي ايران مطرح مي كند و اگر هم پرسشي مطرح شود، عام نيست و در مواردي خاص طرح مي شود. آيا فرهنگ غربي ( به زعم دكتر سروش) در جبهه ي مقابل دو فرهنگ مذكور قرار دارد؟
رامين جهانبگلو معتقد است ايران امروز تمدنيست كه با سه لايه ي فرهنگ و تمدن ايران باستان، فرهنگ و تمدن اسلامي و بالاخره لايه ي فرهنگ و تمدن مدرن درگير است و هر ايراني مي كوشد تا به نوعي اين درگيري متافيزيكي را در وجود خود حل كند. در نگاه جهانبگلو، فرهنگ و تمدن مدرن، جايگزين فرهنگ و تمدن غربي دكتر سروش شده است. در نگاه جهانبگلو مدرنيته اتفاقيست كه ديگر از انحصارات غرب نيست ...

ادامه دارد


Posted by ali at ۲۲:۰۵

شنبه ۱۲ شهریور ۸۴

هويت در معماري، طرح پرسش صحيح 1

موضوعي كه مدتيست فكرم را مشغول كرده، بحث هويت در معماريست. تصور مي كنم اين بحث مدتيست كه در جامعه ي حرفه اي معماري بالا گرفته و يا حداقل، يكي از موضوعاتيست كه زياد به آن اشاره مي شود. چند ماه پيش - درست يادم نيست شايد 7 يا 8 ماه يا بيشتر- توي يكي از جلسات خانه ي هنرمندان كه به معرفي آثار دكتر صارمي اختصاص داشت، يكي از حضار با لحن خيلي تندي صارمي را مورد خطاب قرار داد كه شما به مقوله ي هويت ايراني بي توجه هستيد و جملاتي از اين قبيل(نقل به مضمون) محور بحث هم طرح ميدان شهداي دكتر صارمي بود ( در مشهد) صارمي بعد از صحبتهايي كه مطرح كرد گفت من عنصر يا الماني پيدا نكردم كه با قرار دادن آن توي طرح، پروزه ايراني شود( باز هم نقل به مضمون).
كه اتفاقا من توي مطلبي كه در شرق نوشته بودم به اين جمله اشاره كردم. البته اين كه اين عبارت از زبان دكتر صارمي مطرح بشود با توجه به سوابق تحصيلي و حرفه اي صارمي و نسلي كه صارمي به آن تعلق دارد، در جاي خود قابل تحليل است.
من تصور مي كنم، مقوله هويت در معماري، پيش از آنكه به حوزه ي طراحي معماري اختصاص داشته باشد، به حوزه ي فلسفه معماري تعلق دارد. بنابرين، موضوعي كه اهميت مي يابد، مثل هر مقوله ي فلسفي ديگر، طرح صحيح پرسش فلسفي ست. يعني شايد اين پرسش خيلي درست نباشد كه ما يك طرح معماري را ببينيم، بعد از طراح آن بپرسيم شما براي مطرح كردن هويت ايراني در اثرتان چه تدابيري انديشيده ايد. بعد مثلا طراح توي موضعي قرار بدهيم كه پاسخ بدهد من المان يا سمبل خاصي پيدا نكردم كه ... الخ. لابد بعد مي شود پرسش و پاسخ را ادامه داد و پرسيد مگر قرار بود شما با قرار دادن يك سمبل خاص به اثر هويت ايراني بدهيد؟ ... چند وقت پيش توي جلسه ي دفاع يكي از دوستان كه ساختماني توي بافت قديم اصفهان طراحي كرده بود، يكي از اعضاي هيات داوري حرف بامزه اي زده بود. گفته بود من احساس مي كنم اين طرح يك كمي طاق و قوس كم دارد!
من تصور مي كنم چه در مورد سوالي كه از صارمي پرسيده شد و چه اين رويكرد اخير، طرح پرسش درست صورت نگرفته است. من مدعي نيستم كه ما در حال حاضر به نقطه اي رسيده باشيم كه بتوانيم درست با اين موضوع بپردازيم. من فقط قصد دارم با نگاهي به پيشينه ي اين دغدغه و زمينه هاي پيدايش آْن، نكاتي را در اين زمينه مطرح كنم ...


ادامه دارد

Posted by ali at ۱۹:۴۴